سلام اول از همه
عیدتون مبروک
بچه ها چند تا کلمه بررای بازی پانتومیم میخوام لطفا کمکم کنید جلو نیما اینا کم نیارم
دو گروهیم دخترا و پسرا
دخترا حتما کمک کنید
بیفستراگانوفه خالته، بخوری پاته نخوری پاته!
موش تو سوراخ نمی رفت ساید بای ساید به دمبش می بست!
آب در "آب سرد کن" و ما تشنه لبان می گردیم!
آب که سر بالا میره، قورباغه "هوی متال" میخونه!!!
پرادو سواری دولا دولا نمیشه!
نابرده رنج گنج میسر نمی شود --- مزد آن گرفت جان برادر که کلاه برداری کرد
"کافی میت" نخورده و دهن سوخته!
اسکانیا(scania) بیار باقالی بار کن!
گر صبر کنی ز قوره، لوپ لوپ سازی!
پاتو از پارکتت درازتر نکن!
هری پاتر آخرش خوشه!
قربون بند کیفتم، تا کارت سوخت داری رفیقتم!
گیرم پاپی تو بود فاضل --- از فضل پاپی تو را چه حاصل
ندیدیم اورانیم ولی دیدیم دست مردم!
ادکلن آن است که خود ببوید --- نه آنکه فروشنده بگوید
ماکرو ویو به ماکرو ویو می گه روت سیاه!
بزک نمیر بهار میاد آناناس با خیار درختی میاد!
یا منچستریه منچستری یا رُمیه رُمی(AS Rom)
سرش بوی پیتزای سبزیجات میده!!!
آنتی بیوتیک بعد از مرگ سهراب!
طرح جدید کاهش مصرف بنزین
مرد: اشتباه کردم، همان موقع که رفتیم پیش متخصص هوش، حلق
و پیش گو، باید می فهمیدم تو به درد من نمی خوری؛ بنده خدا
کلی سعی کرد به من بفهماند که تو یک تابع سینوسی مطلوب
نیستی، حیف که ضریب جذرت زیاد بود، چه می دانستم بعد از
ازدواج ۱۸۰ درجه تغییر زاویه می دهی ؟زن: ولی تو از همان
اول هم برای من هیچ جاذبه ای نداشتی، درست مثل کسری که نه
صورت داره نه مخرج! مرده شور ببره آن هیکلت را که انگار از
زیر رادیکال کشیدنت بیرون !
مرد: عجب کاری کردم، یارو گفته بود جواب تست نشان می دهد
بهتر است هیچ فصل مشترکی نداشته باشید ها ...!
زن: تو بهتره تست آی کیو می دادی ...
مرد: همین دیگه ......اگه به خاطر اون تابع مشترک لعنتی
نبود من نمی اومدم تو رو بگیرم
زن: امر بهت مشتبه نشود. تو جذر مرا هم نمی تونستی بگیری
!حماقت از خودم بود که از بین اون همه اقلیدس
وبطلمیوس......رفتم اینانوس را انتخاب کردم .
مرد: کاش من هم نوسترآداموس را انتخاب می کردم که به پیش
گویی اش اعتماد داشتیم !
زن: حالا می گویی که چی؟ اگه دوست داری مهریه ام را بده و
پاتو از زندگیم بکش بیرون !
مرد: چرا معادله را n مجهولی می کنی؟ مهریه ام کجا بود؟
لابد تا الان با تصاعد هندسی هم به نرخ روز شده ؟
زن: بله به توان ۵ رسیده. چی خیال کردی ؟
مرد: هیچی، با این قوانین قشنگ بعید نیست که به زودی حدش
به بینهایت میل کنه .
زن: از چی می ترسی؟ تو که یک اپسیلون را هم نداری. با همین
قوانین قشنگ از زندان هم خبری نیست. اول، وسط و آخرش باید
همین جا موازی خودم باشی.مرد :حالا این حرفا رو فاکتور
بگیر ...می خوای بریم یک بار دیگه تست بدیم شاید اشتباه
شده باشه ؟!زن: لازم نکرده، همان یک بار برای هفت
انتگرالمان بسه. حقوقت که بین اقساطمون تقسیم می شه. دیگه
باقیمانده نداره که بخواهیم از این خاصه خرجی ها بکنیم