اس ام اس واسه کسی که دلت رو شکونده

مرا هم یاد کن آن شب که من در زیر خاک سرد تنهایم . . .

 

امشب تمام حوصله ام را

در یک کلام کوچک

از تو

خلاصه کردم

ای کاش می شد

یک بار

تنها همین یک بار

تکرار می شد!

تکرار

 

وقتی دل تنها کالائیست که خدا شکسته ی آن را می خرد

پس چرا من به دست کسی که دلم را شکست بوسه نزنم؟!

 

رفتی دلم شکستی این دل شکسته بهتر*پوسیده رشته ی عشق از هم گسسته بهتر

من انتقــام دل را هرگــــــز نگیـــــرم از تو *  این رفتــه راه ناحــق در خون نشستــــه بهتر

 

کاش گل بودی تا به تلافی همه ی بدیهایت تو را پرپر میکردم

 

چند روز پیش نشستم خلوتمو کشیدم... دیدم تو خلوته من دیگه جایی نداری...

 

شب شرابی خوردم و مستی مرا در بر گرفت , دوریت آمد به یادم , هستیم آتش گرفت.

 

قلب من تقدیم به کسی که هر از گاهی یادی از دل خسته ما می کند.

 

ما که همسایه اشکیم ولى با دل تنگ ..... گر لبى خنده کند یاد شما مى افتیم .

 

دلم شکسته تر از شیشه های شهر شماست

                                               شکسته باد آن که دلش این چنین می خواست....

 

شانه هایم زیر بار غم شکست

شاخه های سبز امیدم شکست

عشق ما در شیشه فرهاد بود

عشق شیرین ریشه اش در باد بود

هیچ کس حرف صداقت را نزد

هیچ کس دل را بر این دریا نزد

یک نفر امروز در چشمم شکست

یک نفر بار سفر بست و گسست

یک نفر با خاطراتم دور شد

یک نفر با قصه ها محشور شد

 

در این بازار نامردی به دنبال چه می گردی؟ .....

 نمی یابی نشان هرگز تو از عشق و جوانمردی ......

برو بگذر از این بازار ، از این مستی و طنازی .....

 اگر چون کوه هم باشی در این دنیا تو می بازی

 

دل ز دستم رفت و جان هم بی دل و جان چون کنم
سرّ عشقت آشکارا گشت پنهان چون کنم

 

هر که خوبی کرد زجرش میدهند
هر که زشتی کرد اجرش میدهند
باستان کاران تبانی کرده اند
عشق را هم باستانی کرده اند
هرچه انسانها طلایی تر شدند
عشق ها هم مومیایی تر شدند
اندک اندک عشق بازان کم شدن
نسلی از بیگانگان آدم شدند

 

طرحی ز موج بر دل مردابیم بکش.......

امشب دلم بهانه دریا گرفته است...!

 

نخواهم کشت دل را ، از چه باید بگذرم از تو ؟
سراسر باده ی عشقم ، سراپا ساغرم از تو
شهامت می کنم اما ، نه در ترکت عزیز دل
نمی گردددمی حتی ، جدایی باورم از تو
منم از سر گذشته آب تر ، در غرق این اقرار
به زخم عشق خون گشته تمام پیکرم از تو

 

روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت
                                                        زیر باران غزلی خواند ، دلش تر شد و رفت
چه تفاوت که چه خورده است غم دل یا سم
                                                                آنقدر غرق جنون بود که پر پر شد و رفت
روز میلاد  ، همان روز که عاشق شده بود
                                                                   مرگ با لحظه ی میلاد برابر شد و رفت
او کسی بود که از غرق شدن می ترسید
                                                                    عاقبت روی تن ابر شناور شد و رفت
هر غروب از دل خورشید گذر خواهد کرد
                                                         دختری ساده که یک روز کبوتر شد و رفت

/ 3 نظر / 20 بازدید
امیر رضا

خیلی به دردم خورد[گریه][گریه]

شراره

آن که دل می شکند باکش نیست خبر از هیمه افلاکش نیست چون که چندی بگذشت زین احوال تو ببینی که دگر خاطر چالاکش نیست ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ آن که دل می شکند بی پروا هیچ ترسی نکند از فردا چون که سر کرد دمی با دلها بشکند خاطر او از هرجا ــــــــــــــــــــــــــــــــ آن که ترسی نکند از فردا بشکند خاطر ما بی پروا بزند طعنه به ویرانی ما چه شود گرکه شود او رسوا!!! ــــــــــــــــــــــــــــــــ آن که ویران بنماید دل ما ره ببندد بر این محفل ما چون شکست ونپسندید مرا بگذارش توخدایا تنها ـــــــــــــــــــــــــ آنکه او خاطرما برهم زد بر دل ساده ما چون غم زد خاطرم خوش به قضای تو کنم چون که اوهست مرا برهم زد ـــــــــــــــــــــــــــ

شراره

عشق تو برپاست برویرانه ام کاش دانی ای دل دیوانه ام آنچه برپا شد به روی قلب ما خود فرو ریزد کنار خانه ام ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ حیف اوقاتی که با یاد تواش بر باد رفت قصه ها وخاطرات نحس تو از یاد رفت گر شکستی خاطرم از خاطرت ایمن مباش خوش به حالم چون که این تقدیر بی بنیاد رفت ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ کوچه ها ماندند وما ماندیم واین احساس سرد کاش می شد تا بیابم من در این ویرانه مرد خوشدلی رفت ووفا رفت ومحبت پیر شد سهم ما شد ساده بودن،بی کسی، یک حس درد ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ